به گزارش نیوزتل به نقل از خبر آنلاین روزنامه فرهیختگان با نگاه انتقادی به این اظهارات نوشت: شاید در همین جملات شاکری نژاد منطق اعلام نشدن میزان مخاطبان تمام سریال های تلویزیون روشن شود، واقعیت اینست که بخشی از آثاری که تلویزیون برای تأثیرشان آنها را ساخته اصولا و بنا بر آمار مراکز دیگر تحقیقاتی چون متا، مخاطب چندانی نمی گیرد. کار به جایی رسیده که سازمان صداوسیما در دو سال قبل به جز اعلان آمار ترتیبی سریال ها (که همان هم به شکل ناقص و گزینشی بیان می شود) دیگر آماری را از سریال ها به سمع و نظر مردم نمی رساند، با آنکه به قول خود رییس مرکز تحقیقات هردوماه یک دفعه این آمارسنجی ها انجام شده و در صداوسیما طبقه بندی می شود اما محرمانگی این عددها در چیست؟ چرا مردم نباید میزان مخاطبان تولیداتی را که با پول آنها در دست ساخت است، بدانند؟
محسن شاکری نژاد در آخرین اظهاراتش در رابطه با مخاطبان شبکه خبر و تلویزیون حتی میزان و درصد مخاطبان خبر را هم اعلام نکرده و فقط به همین تک جمله بسنده می کند که به علت شرایط جنگی میزان مخاطبان شبکه خبر از شبکه 3 بیشتر شده است. حال این که این «عدد بیشتر» آیا رقمی مشخص است یا خیر را صداوسیما وظیفه خود نمی داند که اعلام نماید و فقط نتیجه کلی و ترتیبی را بیان می دارد.
بنا بر همین منطق آمارهای سازمان های دیگر چون متا و ایسپا تبدیل به مرجع اصلی سنجش برنامه های تلویزیون می شود و آنها هم در حوزه سرگرمی چندان روزگار خوشی را برای صداوسیما ترسیم نمی کنند. مشخصاً در چند آمار اخیر متا آی فیلم به جای نسیم لقب پرمخاطب ترین شبکه سرگرمی صداوسیما را گرفته و در آمارهای دیگر بسترها، تلویزیون از نظر سرگرمی سازی چندان موفقیتی نداشته است. این یعنی تلویزیون در اثرگذاری نیز دارد از جیب دوره های قبلی می خورد و سریال های خودش توان جذب کردن مخاطب را ندارد.
آن چه روشن است تلویزیون در پنج سال قبل در نسبت با روزهایی که آنتن را تحویل گرفت، حدود 9 درصد کاهش مخاطب داشته که البته باتوجه به واکنش مخاطبان به تولیدات جدید تلویزیون (بر مبنای اعداد و ارقام تلوبیون) باید شاهد کاهش بیشتر مخاطبان نیز باشیم. مخاطبانی که قبل از آنکه بتوان رویشان اثر مثبت یا منفی گذاشت باید کاری کرد که تلویزیون را روشن کنند. منظور ما از تلویزیون همان رسانه ای است که بنا بر گفته های شاکری نژاد اینروزها اگر روشن شود هم نه برای تولیدات هنری سازمان، بلکه برای موضوعات خبری تماشا می شود. در چند ماه اخیر صداوسیما به جای آنکه بخواهد رقیب خویش را نمایش خانگی یا سریال های ماهواره ای ترسیم کند، تمرکز رقابت را در جدال با کانال های خبری در تلگرام و سایر بسترها گذاشته و کارویژه دیگری ندارد. آن هم درست در حالی که مخاطب اقبال بازگشت به رسانه ملی را نشان داده است.
سؤال مهم تری که طرح می شود این است، اگر تلویزیون کیفیت را بر کمیت ارجح می داند چرا از میزان تولیداتش و یا حتی تعداد شبکه ها نمی کاهد تا به کیفیتشان بیفزاید؟ اصلاً ملاک این اثرگذاری چیست و چرا سازمان آماری را از اثرگذاری سریال هایش بر مردم منتشر نمی کند؟ اگر قرار بود با تولیدات حوزه فرزندآوری تلویزیون، اوضاع این حوزه بهتر شود پس دقیقا اثر تلویزیون بر نرخ کاهشی موالید را کجا میتوان پیدا کرد؟ این مسئله را میتوان در رابطه با سایر موضوعات نیز تسری داد.
حالا تلویزیون قبل از آنکه بخواهد دائماً فلسفه اعلام نکردن میزان مخاطبان برنامه های سرگرمی اش را اعلام نماید، با چند پرسش جدی مواجه است؛ دقیقا هر دو هفته آمارگرفتن از سریال های تلویزیون به چه درد می خورد؟ اگر تولیدات تلویزیون از اثرگذاری بالایی برخوردار می باشند، همان داده های کمی شده از میزان اثرگذاری اعلام گردد، اگر هم اثرگذار نیست پس چرا دائماً روی تفاوت میزان مخاطب و میزان اثرگذاری تاکید می شود؟ اگر تلویزیون رویکردش در سه سال گذشته در ساخت آثار با اثرگذاری بالا مناسب بوده چرا حالا به شکل هفتگی خبر از بازتولید آثار دهه هشتاد و هفتاد را می دهد؟ اگر هم رویکردش مناسب نبوده چرا در اقوال مدیرانش خبری از این عقب نشینی وجود ندارد؟ حالا باید منتظر بود و دید آیا آمار میزان مخاطبان یا حتی میزان اثرگذاری تمام سریال های پخش شده در سال 1404 و 1405 اعلام می شود یا خیر؟

منبع: