به گزارش نیوزتل به نقل از خبر آنلاین و به نقل از اتاق خبر خانه ی هنرمندان ایران، علی دهباشی در آغاز این آئین با مروری بر دهه ها فعالیت حرفه ای، مطبوعاتی و اجرائی عباس یاری، کارنامه و نقش محوری او در حوزه رسانه و فرهنگ کشور را شرح داد.
او به نقش یاری در بنیان گذاری و انتشار معتبرترین نشریات سینمایی کشور، همچون «ماهنامه سینمایی فیلم»، «فیلم اینترنشنال» و بعدها «فیلم امروز»، سابقه طولانی در روزنامه نگاری، خبرنگاری و تصویربرداری، نقش های نهادی و تشکلی، مشارکت در پایه گذاری و همراهی با «انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران»، مشارکت در انتشار و تدوین «کتاب سال سینمای ایران»، فعالیتهای شاخص اجرائی و نمایشگاهی، مشارکت در برگزاری ویژه برنامه های صدمین سالگرد سینمای ایران و… اشاره نمود و گستردگی، تداوم و اثرگذاری فعالیتهای عباس یاری در پیشرفت فرهنگ و ادبیات سینمایی ایران را قابل ستایش دانست.
امیر اثباتی هم در قسمتی از سخنرانی خود با تبریک این شب به عباس یاری و تقدیر از او گفت: برگزاری این جمع و حضور عباس یاری بهانه ای باارزش شد تا خیلی از همکاران و رفقای قدیمی بعد از سال ها باردیگر دور هم جمع شوند و یکدیگر را ملاقات کنند.
او با تکیه بر جایگاه حرفه ای و تسلط عمیق عباس یاری در عرصه مطبوعات و رسانه به پشتوانه سال ها سابقه و تجربه میدانی، گفت: گنجینه ای باارزش از خاطرات و رویدادهای تاریخی در سینه عباس یاری محفوط است و ضروری است قدر این تاریخ شفاهی را بدانیم و بر ضرورت مکتوب و ثبت شدن این خاطرات برای تاریخ مطبوعات و سینمای کشور تأکید نماییم.
این هنرمند همینطور در سخنانش به روحیه پرانرژی، شوخ طبعی و خنده های همیشگی عباس یاری اشاره نمود و از پایداری این شادی و نشاط، آغوش گرم، صمیمیت بی تکلف و اخلاق نیکوی عباس یاری در رابطه با اطرافیان و دوستان سخن گفت.
امیر اثباتی در بخش دیگری از سخنان خود، عباس یاری را «حلقه وصل» و میانجی صلح دانست و از این که در شرایط کنونی جامعه که با گرفتاری ها و شکاف های عمیق دست وپنج نرم می کند، از این ظرفیت مذاکره استفاده نمی گردد، اظهار تاسف کرد.
فرهاد توحیدی در بخش دیگر از شب عباس یاری، با ذکر خاطراتی از او اظهار داشت: من اگر بخواهم عباس را با یک کلمه توصیف بکنم، آن یک کلمه «رفیق وفادار» است. رفیق وفادار، رفیق خالی از خلل، رفیق… نه فقط رفیق با دوستان سینمایی. با همه… با خانواده اش. با مردم و… قلم او خیلی روان است؛ چه در مطالبی که در مجله می نویسد، چه در صفحه اینستاگرام یا جاهای دیگر، او خیلی روان و سلیس و بی تکلف می نویسد و خیلی پیچیده حرف نمی زند و واقعا همیشه یاد رفیقان می کند.
شهرام مکری در این جلسه با قرائت یک متن حاضر شد که در قسمتی از آن نوشته شده بود:
عباس یاری در مطلبی که با مضمون عشق نوشت درباره ی هامون از همین کشمکش درونی می نویسد؛ و چنین پیداست که همواره کابوس یا آزاردهنده بر اندیشه های هامون سایه انداخته است آنجا که وی در یادداشت هایش می نویسد: «انسان از آن چیزی که بسیار دوست دارد، خودرا جدا می کند و در اوج تمنا نمی خواهد، دوست دارد اما با این حال می خواهد که متنفر باشد.» این جمله درباره ی هامون است، اما برای من امروز به گونه ای دیگری هم شنیده می شود؛ رابطه با سینما همیشه رابطه راحتی نیست، چیزی را دوست داری، پس از آن خسته می شوی، از آن فاصله می گیری، به آن اعتراض می کنی و بعد باردیگر به سراغش می روی.
در این بین، اما یک چیز برای یاری ثابت می ماند: تماشا، تماشاگر بودن. عباس یاری هنوز تماشاگر است، و شاید این مهم ترین چیزی باشد که می شود درباره ی یک آدم سینمایی گفت. نه این که چند سال در یک مجله بوده، نه این که چند شماره منتشر نموده، نه این که با چند سینماگر آشنا بوده؛ بلکه پس از این همه سال هنوز وقتی یک فیلم خوب، یک اجرای خوب، یک بازی خوب، یا حتی یک حرکت کوچک و درست از سینما می بیند، به آن واکنش نشان داده است. هنوز چشمش کار می کند. این شاید ساده ترین و با این حال دشوارترین شکل وفاداری باشد.
و ازاین رو آقای یاری عزیز، من اگر بخواهم از شما تشکر کنم، نه فقط برای آن مجله است، نه فقط برای آن سال ها، آن نقدها، آن تحلیل ها، نه فقط برای آن همه کار، کار اداری و در تحریریه و تماس و هماهنگی و میهمان نوازی است، نه فقط برای بودنتان در کنار سینماگران تازه کار و جوان و بچه های فیلم کوتاه است؛ می خواهم از شما برای تماشاگر ماندنتان تشکر کنم، برای فیلم هایی که دیدید، برای فیلم هایی که سبب شدید دیگران ببینند، برای آدم هایی که به هم رساندید، برای بحث هایی که پس از تئاتر و فیلم و جشنواره زنده کردید، برای آن
پاس هایی که شاید اسمشان در تیتراژ نیامد اما بازی را جلو برد.
شما یک یار هستید که می تواند کاری کند که صدها صدا در کنار هم شنیده شود.
این کارگردان اظهار داشت: عباس یاری عزیز، شاید بهترین چیزی که می شود درباره ی شما گفت این نباشد که همیشه در کادرید و مورد تجلیل، این باشد که خیلی وقت ها کاری کردید که دیگران درست در کادر قرار بگیرند و شاید این در نهایت یکی از سینمایی ترین شکل های دوست داشتن سینما باشد.
مکری اظهار داشت: این تجلیل بر شما مبارک باشد و ممنون که هنوز کار می کنید.
عباس یاری در بخش انتهایی مراسم ضمن سپاسگزاری از تمامی به بیان خاطرات، دیدگاه ها و تجربیات بالاتر از چهار دهه فعالیت مطبوعاتی خود پرداخت.
او سخنان خودرا با یادآوری خاطرات و رفاقت نزدیک به ۴۰ ساله اش با مرحوم مسعود مهرابی شروع کرد و جای او را در این مراسم خالی کرد. او اشاره نمود که در طول دهه ها همکاری، اگر اختلافی هم در کار پیش می آمد، شب هنگام با یک تماس خانوادگی و صمیمانه رفع می شد. یاری در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد که آدم ها، رفاقت ها و خاطرات بعد از این همه سال هیچگاه از قلب و ذهن او پاک نمی شوند و از همراهی و صبوری همسرش هم صمیمانه تقدیر نمود.
این چهره پیشکسوت با اشاره به بالاتر از چهار دهه فعالیت مطبوعاتی، مجله را خانه و وطن حقیقی خود دانست و اظهار داشت: در تمام این سال ها، هر زمان نشریه سینمایی جدیدی در کشور متولد می شد، اولین سبد گل تبریک را در همان روزها و هفته نخست به دفتر آن نشریه ارسال می کردم تا پیام آور دوستی، هم افزایی و استقبال از حضور همکاران جدید باشم.
او با انتقاد از فضای رقابت ناسالم، حسادت و تنگ نظری در عرصه فرهنگ و سینما، به مقایسه ای میان دنیای کسب وکارهای سنتی و بازار با عرصه فرهنگ، پرداخت و از این گلایه نمود که چرا در فضای فرهنگی و سینمایی کشور گاهی «چشم دیدن موفقیت یکدیگر» وجود ندارد.
او از این که با فروش خوب یک فیلم یا موفقیت یک نشریه و هنرمند، برخی تلاش می کنند زیر پای دیگری را خالی کنند انتقاد کرده و همه را به همدلی، همبستگی صنفی و دوری از رفتارهای تخریبی و حسادت دعوت کرد.
شب عباس یاری که با استقبال منحصربه فرد چهره های فرهنگی و سینمایی مواجه شد با اهدای لوح و دسته گل از طرف علی دهباشی و مجله بخارا به پایان رسید.
قابل ذکر است در بخش های مختلف این مراسم ویدئوهایی از فعالیتهای عباس یاری طی بالاتر از چهار دهه و گفته های چهره های مشهور سینمایی فرهنگی درباره ی او روی پرده رفت که با استقبال حاضران مواجه شد.
منبع: نیوزتل
