به گزارش نیوزتل به نقل از خبر آنلاین روزنامه خراسان نوشت: با نزدیک شدن به مقطع تصمیم گیری احتمالی، بسیاری مبحث تمدید شدن یا تمدید نشدن حکم ریاست پیمان جبلی را به دقت زیر ذره بین قرار داده اند و سناریوهای مختلفی را به بحث و بررسی گذاشته اند. این گزارش تلاش می کند تا کارنامه هشتمین دوره این سازمان را مبتنی بر حقیقت های رسانه ای و میدانی بررسی کند. کارنامه ای که در این ۵سال نشان داده است در مجموع پس از تغییر مدیریتی، تحولی اساسی و بنیادین در این سازمان اتفاق نیفتاده است.
طوفان خبر در آغاز
صداوسیما در دوران جبلی شروعی خیلی طوفانی داشت، بخصوص در قسمت خبر. از آن جا که پیمان جبلی خود از بدنه خبر برآمده بود، این امیدواری وجود داشت که بخش خبری تحول یابد. این اتفاق در اولین روزها رخ داد؛ وقوع رویدادهایی چون هک سامانه سوخت بنزین و اعتراضات مردم اصفهان در مسئله آب، با نگاهی کاملا متفاوت از جانب تلویزیون روبرو شد. رسانه ملی با ورود از موضع فعال، نمایش نقص ها و به دست گرفتن روایت اول، یکی از معدود اتفاقات کم نظیر دو دهه اخیر صداوسیما را رقم زد و نمایش اعتراضات خیابانی اصفهان، همه را به احیای یک رسانه قوی و صاحب مرجعیت حقیقی امیدوار کرد. اما این رویکرد دوام چندانی نداشت و خیلی زود به پایان رسید. تلویزیون در عرصه خبر به همان رویه محافظه کارانه سابق برگشت، حتی برخی اشخاصی که در روزهای تغییرات اولیه کنار گذاشته شده بودند سر کار خود بازگشتند و وضعیت به حالت گذشته بازگشت. همین عقب نشینی یکی از دلیلهای اصلی ناکامی تلویزیون در بازآفرینی مرجعیت خبری خود تلقی شد که بسیاری باور دارند همچون دلایل رخدادهای امنیتی کشور هم بوده است.
سلبریتی زدایی و دنده معکوس آن!
در ایام نخست انتصاب جبلی، این تصور در بین افکار عمومی وجود داشت که او می تواند قدمی برای بازگرداندن چهره های محبوبِ غایب بردارد و در صدر این چهره ها عادل فردوسی پور قرار داشت. انتظار بازگشت فردوسی پور تا جایی پیش رفت که مردم در رویدادهای مختلف با دیدن جبلی، این درخواست را صریحاً مطرح می کردند، اما با گذشت زمان مشخص شد ایده اصلی تیم جدید نه فقط بازگرداندن آنها نیست، بلکه اجرای استراتژی سلبریتی زدایی از رسانه ملی است! گرچه مدیران تلویزیون هیچگاه بطور رسمی اعلام نکردند که نمی خواهند با این افراد کار کنند، اما هم از گوشه و کنار می شد شنید که تمایل خاصی برای همکاری با آنان وجود ندارد و هم از خروجی می شد دید. طی مدت کوتاهی، برنامه های شاخص و پرمخاطبی چون «خندوانه»، «کتاب باز»، «دورهمی» و «عصر جدید» تعطیل شدند و این وضعیت تا جایی پیش رفت که مناسبت های ملی و سنتی مانند شب یلدا و نوروز که پیش تر پر از ستارگان هنری و ورزشی بود، بدون حضور چهره ها یا با حضور خیلی حداقلی آنان سپری شد. در عین حال، با گذشت حدود ۲.۵ سال، تلویزیون ناگهان دنده معکوس کشید و تعداد زیادی از سلبریتی ها را به برنامه های مختلف گفت وگومحور و رئالیتی شو برگرداند، تا جایی که موجی از مجری شدن بازیگران راه افتاد! در عین حال، گفته می شد این دفعه ارقام پرداختی به این افراد خیلی بالا رفته و تلویزیون برای کشاندن آنها روی آنتن هزینه های گزافی پرداخته است. نکته مهم تر اینکه رسانه ملی باز هم نتوانست چهره های درجه یکی مثل عادل فردوسی پور، مهران مدیری و رامبد جوان را برگرداند و آنتن به طور عمده با چهره های درجه دو پر شد.
چالش بی تجربگی در انتصابات
یکی از نقدهای جدی کارشناسان به دوره ی جدید جام جم، نحوه انتصابات است. بااینکه انتصاب افراد نزدیک به رویکرد سیاسی، رویه ای معمول در کشور ماست، اما در این دوره محدودیت شدیدی در انتخاب ها به چشم می آمد و تقریبا تمام منصوبان وابسته به یک نگاه خاص فرهنگی و سیاسی بودند. مسئله مهم تر اما، این بود که خیلی از مدیران منصوب شده، نه فقط سابقه مدیریت رسانه ای نداشتند، بلکه حتی تجربه جدی تولید محصولات تصویری هم در کارنامه خود نداشتند. با انتخاب مدیران ارشد بر طبق این فرمول، همین اتفاق برای مدیران پایین دست هم افتاد و…. پیامد مستقیم این کم تجربگی دو اتفاق بود: نخست کوچ چهره های شاخص برنامه سازی به پلت فرم ها و یوتیوب و دوم گاف های مدیریتی و تصمیمات شتاب زده. مجموعه این موارد، ضربه سنگینی به ساختار رسانه ملی وارد کرد.
تقابل سیاسی با دولت
یکی از پرحاشیه ترین ابعاد عملکردی رسانه ملی که در ماه های اخیر به چشم آمده، رویه سیاسی آن در قبال دولت و تقابل هایی است که در حوزه عمومی رقم زده. بااینکه مدیران ارشد سازمان همواره بر پشتیبانی از دولت تأکید دارند و زیر بار بهتان تقابل نمی روند، اما رفتارهای رسانه ای جام جم نشانه های دیگری را مخابره می کند. در بین حواشی اخیر، اقدام صداوسیما در دو تکه کردن گفت و گوی رییس مجلس، اتفاقی عجیب و بی سابقه بود که این تصور را ایجاد کرد گویا تمایلی برای حاشیه سازی وجود دارد. از طرف دیگر، دلیلهای ارایه شده برای پخش نشدن صحبت های غلامحسین محسنی اژه ای در پشتیبانی از دولت هم بیشتر به توجیه شباهت داشت و شواهد نشان می داد تمایلی برای پخش این حمایت وجود نداشته و تنظیم خبرها به شکلی انجام شده بود که بخش های مهم و مورد پسند دولت گزینش و حذف شوند. این رویکرد دوگانه در قبال مسعود پزشکیان هم به چشم آمد. عجیب تر از همه، پخش نشدن گفت و گوی وزیر خارجه در برنامه «ماجرای جنگ» بود که با وجود پاسخ عنوان شده، قابل توجیه نبود.
تعیین تکلیف باقیمانده ها
یکی از اقدامات مثبت این نوبت، تعیین تکلیف و پخش تعداد زیادی از سریال ها و برنامه های به جامانده در کشوهای بایگانی بود که سرآمد آنها را می توان پخش سریال درخشان «سرزمین مادری» دانست؛ اثری که چه در قسمت تولید در دوره های پیشین و چه در قسمت پخش در دوره جدید، به مایه افتخاری برای سازمان صداوسیما تبدیل شد. در کنار این اثر که بیشترین واکنش ها را برانگیخت، برخی دیگر از آثار بلاتکلیف هم تعیین تکلیف و پخش شدند.
مدیریت نمایش خانگی
در عرصه مدیریت و تنظیم گری نمایش خانگی، سازمان صداوسیما در این مدت نتوانست -و شاید نخواست- این حوزه را به شکل قانونی و از راه تصویب قانون تشکیل سازمان در مجلس ساماندهی کند. یکی دو سالی با ابزار نامتعارف قانون گذاری در بودجه جلو رفت و سپس با دور زدن مجلس، از راه شورایعالی انقلاب فرهنگی اقدام شد. بااینکه مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی ایرادات جدی داشت، اما تا حدی جامه عمل پوشید، ولی به علت نبود یک قانون جامع و مصوب مجلس، پلت فرم ها همچنان خویش را مکلف به دریافت مجوز انتشار و رعایت ممیزی های تنظیم گر نمی دانند و خیلی از محصولات را بدون مجوز منتشر می کنند و مشکل عظیم تر آنکه ساترا ابزار اجرایی ضروری جهت ممانعت از این اقدام را ندارد و ناچار است مدام دستگاه قضایی را وارد معرکه کند. از طرف دیگر، خروجی محصولات نمایش خانگی هم تغییر قابل ملاحظه ای در جهت مثبت نداشت؛ نه از نظر کیفی رشدی دیده شد، نه از نظر محتوا بسمت الگوی اسلامی-ایرانی حرکت کرد و نه اقتصاد آن بسمت شفافیت بیشتر رفت؛ بااینکه رونق اقتصادی نمایش خانگی حفظ شد که اتفاق خوبی بود. رسانه ملی در رویارویی با پخش های زنده پلت فرم ها هم ناموفق بود. بااینکه شواهد گوناگون مانند جنجال تلویزیون همشهری و مناقشات حق پخش مسابقات ورزشی نشان می داد مدیران رسانه ملی از پخش های زنده اینترنتی در اینترنت ناراضی هستند، اما در عمل نتوانستند مانع آن شوند و در این عرصه هم ناموفق ماندند.
ورود موفق به سینما
نقطه قوت دیگر رسانه ملی در این دوران، راه اندازی الگوی ساخت فیلم-سریال ها و ورود موفق سازمان به عرصه تولیدات سینمایی بود. گل سرسبد این رویکرد، فیلم سینمایی «موقعیت مهدی» و سریال «عاشورا» بود که بااینکه در دوره قبل کلید خورده بود، اما در این دوره با حمایت شخص رییس سازمان و مدیران جدید به نمایشی موفق رسید. آثار دیگری چون نسخه سینمایی «پسران هور» و پروژه بزرگ «موسی(ع)» در دو نسخه سینمایی و سریالی همچون این دورخیزهای موفق سینمایی بودند که وزن مثبتی به کارنامه سازمان دادند.
کاهش شفافیت و مهندسی نظرسنجی ها
در نوبت های قبلی، نظرسنجی های مربوط به میزان مخاطبان محصولات مختلف رسانه ملی شامل برنامه های ترکیبی، سریال های نمایشی و آمار بینندگان شبکه ها به شکل منظم منتشر می شد، اما در دوره جدید، شیر انتشار این نظرسنجی ها تا حد زیادی بسته شد. در این سال ها، اطلاعات یا اصلاً منتشر نشده یا هر چند ماه یک مرتبه به شکل کاملا گزینش شده در اختیار رسانه ها قرار گرفته. بااینکه این آمارهای قطره چکانی دروغ نیستند، اما انتشار جهت دار آنها فقط بعنوان چاره ای برای تبلیغ پرمخاطب بودن رسانه ملی و القای موفقیت مدیریت جدید به کار می رود. این در حالیست که در گذشته، انتشار آمارها حتی عدم موفقیت برخی پروژه های سازمان را هم نشان می داد و امکان تحلیل دقیق را به کارشناسان می داد، اما حال با مهندسی اطلاعات، هیچ شفافیتی وجود ندارد و امکان تحلیل علمی از بین رفته است.
تمرکز بر سوژه های استراتژیک
یکی از محورهایی که به کارنامه پیمان جبلی وزن مثبت می دهد، توجه ویژه و اختصاص انرژی و بودجه فراوان برای تولید آثار در رابطه با انقلاب، دفاع مقدس، فرزندآوری و سوژه های استراتژیک است. مدیران سازمان همانطور که از روزهای اول وعده داده بودند، دغدغه مندی خویش را در این بخش نشان دادند و هزینه های زیادی از بودجه تلویزیون را صرف آن کردند. بعضی از این تولیدات، آثار باکیفیتی از آب درآمدند و برخی دیگر شکست خوردند که در روند تولید، امر طبیعی به حساب می آید، اما اصل این تلاش و دغدغه مندی مثبت و پرارزش است. در عین حال، بُعد منفی این رویه، بالا رفتن بیش از اندازه حجم این تولیدات نسبت به کارهای عرفی و سرگرم کننده بود؛ تا جایی که گاه توازن در آنتن به هم می خورد. 17302
منبع: نیوزتل
