به گزارش نیوزتل به نقل از خبر آنلاین روزنامه فرهیختگان نوشت: اما در زمین بازی پلت فرم ها هیچ نشانی از حمایت، ولو بشکل حداقلی آن وجود ندارد، چون از زاویه دید آنها که روزگاری نه چندان دور کنداکتور رسانه ملی را قبضه کرده بودند، دیگی که برای مجری برکنارشده برنامه «نود» نجوشد برای هیچ کس دیگر هم نباید بجوشد.
مثال روشن و واضح این عدم حمایت و لگدمال کردن کوشش های ملی پوشان در راه آماده سازی برای انجام بازیهای گروهی جام جهانی را می توان در دو برنامه «فوتبال ۳۶۰» و «جیمی جام» مشاهده کرد. اولی با استدلال های به ظاهر منطقی کارشناسانش زیر پای بازیکنان ایران را خالی می کند و دومی با هزل گویی و لجن پراکنی تمام اصول اخلاقی پذیرفته در رسانه را زیر پا می گذارد.
در نخستین قسمت برنامه «جیمی جام»، وقتی پس از اتمام عنوان بندی ابتدائی، چهره «ابوطالب حسینی» بعد از مدت ها بر قاب تصویر نقش بست، تقریبا برای همه، از جامعه هدف چنین برنامه هایی گرفته تا آنها که با دید انتقادی چنین محتواهایی را تماشا می کنند مشخص بود که او به وقایع دیماه واکنش نشان میدهد تا کلیک و لایک بسیار بیشتری را به دست بیاورد. اما مهم تر از هم سنگ و هم تراز جلوه دادن حوادث دیماه و تجاوز وحشیانه آمریکا و اسرائیل به کشور -که جراید بارها در مورد این تاکتیک نخ نما، اما پرکاربرد و امتحان پس داده نوشته اند- نوع پرداخت «جیمی جام» و شخص ابوطالب به سوژه هاست که اهمیت دارد.
با پخش قسمت اول این برنامه مشخص شد که خنده صرفا بهانه ای برای منکوب کردن امر ملی و تمام ارزش های تابع آنست. ابوطالب، نابینایی که مدتی پیش به «علی پروین» توهین کرده بود را به برنامه اش راه داد و بواسطه آن روی موج ترندهای فضای مجازی سوار شد تا کاری که مرادش توانایی انجام آنرا در «فوتبال ۳۶۰» ندارد عملی کند.
توهین به فوتبالیستی که سال ها از دوران بازی، مربی گری و حتی مدیریتش گذشته چه توجیهی دارد؟ چرا در نقطه مقابل، حتی یک نقد خشک وخالی هم به سلبریتی های که به میهنشان پشت کرده و منویات دشمن را در آن سوی آب ها اجرا می کنند در این قبیل برنامه ها جایی ندارد؟ چون این ترندها هستند که در اتاق فکر تولیدات پلتفرمی نقشی ویژه ایفا می کنند و حتی صداوسیما را هم به واکنشی به ظاهر متفاوت، اما اصولاً همبسته نسبت به خود واداشته اند.
استفاده از ترندها شاید در کوتاه مدت به مذاق رسانه ها خوش بیاید، اما متاسفانه این مساله در هویت و DNA محتوای موجود در سرویسهای استریم نهادینه شده و آنها که هیچ استراتژی ویژه ای در جلب نظر کاربرانشان ندارند، بهترین راه معروفیت را در انتخاب ساده ترین و دم دستی ترین مسیرها می دانند. اما اثر پیروی از ترندها درنهایت به کجا ختم می شود؟
وقتی یک برنامه ساز مبتدی وظیفه تولید محتوا را به عهده می گیرد، چون سواد و دانش رسانه ای چندانی ندارد، نخستین و تنها انتخابش باید تبعیت از جو موجود باشد. ترندها و گرایش های شکل گرفته در فضای مجازی بسادگی در کوتاه مدت فرد را به اوج شهرت می رساند، تا جایی که او فرقه کالت خودش را در قالب دنبال کنندگان چندصدهزاری و یا حتی میلیونی به وجود می آورد و احساس بزرگی می کند.
آن بلاگر، استندآپ کمدین یا هرچه خطابش قرار می دهیم اما در ادامه، خود به تابعی از وضعیت موجود بدل می شود؛ به صورتی که اگر خواست و تمایل مخاطبانش را بشکل نمادین عملی نکند به آسانی کنار گذاشته می شود. به بیان دیگر، اگر شخص موردنظر بخواهد به انجام عملی جز آن چه از سوی رسانه های فارسی زبان خارج از کشور به کاربران اینستاگرامی دیکته شده دست بزند، بایکوت می شود و در کسری از ثانیه تمام اعتبار پوشالی اش را از کف می دهد. کمترین و حداقلی ترین اثر منفی پیروی از ترندها بنابراین هم شکل شدن خیلی از محتواها را باید در قربانی شدن تولیدات آموزشی و عمیق خلاصه کرد.
وقتی اغلب صفحات مجازی تنها بخواهند دیده و وایرال شوند پس از گذشت زمان کوتاهی، مخاطب از آنها چیزهایی را طلب می کند که در حالت عادی هر انسانی از انجام آن شرم زده می شوند، ولی چون دیگر دیر شده چاره ای جز ادامه دادن این مسیر بسمت تباهی و ابتذال نیست. در اینروزها که شبکه های اجتماعی بی اهمیت به حقیقت میدان معنای مفاهیم را عوض می کنند، طبیعی است که تیم ملی با تمام نقاط مثبت و منفی اش در تیررس «جیمی جام ها» و… قرار بگیرد، اما تنها یک تکانه و تنش از حقیقت بیرونی کافی است تا فالوورهای شخصی چون ابوطالب حسینی یا امیرحسین قیاسی آنها را به علت موضع زیگزاگی شان کنار بگذارند و بسمت آنهایی که جریان های اصلی رسانه در داخل کشور کنترلی رویشان ندارند، بروند.
ذکر این نکته را نباید فراموش کرد که گرایش های جدید در میدان اینستاگرام و توییتر عمر کوتاهی دارند و گاه با گذشت کمتر از ۲۴ ساعت کهنه و دمده می شوند. در این شرایط تولیدکنندگان محتواهایی مانند «جیمی جام» دائماً با استرس عقب ماندن از قطار ترندها دست وپنجه نرم می کنند و مجبورند این چرخه لایتناهی را با وجود تحمل فرسایش روح و روان تا همیشه ادامه دهند. از سوی دیگر، بمباران مخاطب با دعوت از هوادار نابینای پرسپولیس و حضور توامان مدافعان اسبق این باشگاه در «جیمی جام» -که سال ها پیش اقدام ناشایستی از آنها مقابل دوربین های تلویزیونی سرزده بود- حتما باید با استفاده از چهره های جنجالی تر استمرار پیدا کند، و الا بیننده ای که مغزش به دریافت سریع دوپامین عادت کرده دیگر حوصله و تمرکزی برای تماشای برنامه مربوطه نخواهد داشت.

منبع: